تبليغاتX
لباس پلنگی
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم ...... هر آنچه می نتوان گفت بر ورق بنویسم
 دیدار کی با کی ؟!؟
سلام

چند وقته که این وبلاگ حسابی خلوت شده گفتم قبل از اینکه به خواب زمستونی فرو بره یه مطلب بذاریم که نگن ما لالیم:

چند وقت پیش در اوج بیداری اسلامی در مصر روی تابلوی اعلانات مسجد یه صفحه از یک روزنامه با بصیرت!دیدم که یک عکس از دیدار آقای خاتمی با حسنی مبارک چاپ کرده بود و یه تیتر درشت نوشته بود: دیدار خاتمی با دیکتاتور! 

ا

نوقت با یکی از دوستان بحث کردیم که بابا این بنده خدا وقتی رئیس جمهور بود با این یارو که اوون وقت هنوز دیکتاتور نبود دیدار کرده ولی رفیق ما می گفت نه این خاتمی .... از ۲۰ سال پیش  نقشه هایی داشته و چه بسا این دیدار هم در رابطه با براندازی و فتنه و ...بوده!شاید هم راست میگفت اصلا شاید ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دلار رو توی همین دیدار دادن به خاتمی که خرج فتنه کنه! به هر حال امروز چند تا عکس دیدم که دیدنش خالی از لطف نیست البته هر چی فکر کردم نتونستم یه تیتر قشنگ براش پیدا کنم . چه تیتری بزنم دیدار کی با کی ؟!؟

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه پنجم آبان 1390  |
 من اعتراف می‌کنم
سلام

چند روز پیش یکی از دوستان از قول یکی دیگه از دوستان می گفت که شنیده بنده توبه کردم و از به قول خودش از سران جریان فتنه اعلام براعت کردم و کم کم دارم به قول خودش به دایره نظام بر میگردم !!

امروز که داشتم بعد از عمری توی سایت های سخیف دروغگو موهن و... بعضی از این فتنه گر ها دوری می زدم به یه شعر بخوردم که جالب بود و شاید زبان حال من بود که به قول این دوست خوبم توبه کردم و به دایره تنگ نظام برگشتم !! یکی نیست بگه این روزها که به خاطر سال جهاد اقتصادی  دایره رو حسابی تنگ کردن جا برای خودی ها نیست چه برسه به ما نخودی ها !!

به هر حال دم انتخابات مجلسه خدا رو چی دیدی شاید من هم خواستم تو سنگر مجلس به دولت خدمتی کنم پس علی الحساب من هم اعتراف می کنم :

من اعتراف می‌کنم به قتل، حمل اسلحه

به ارتباط اجنبی، به سازش و مسامحه

من اعتراف می‌کنم به ننگ سرسپردگی


به اغتشاش و مفسده، به شرب خمر و هرزگی


من اعتراف می‌کنم به انقلاب مخملی


به کودتای موسوی علیه بیت رهبری


من اعتراف می‌کنم که خاتمی منافق است


و شیخ هم طبیعتا خرابکار و فاسق است


و اعتراف می‌کنم به صاف بودن زمین


به روز بودن شب و یسار بودن یمین


من اعتراف می‌کنم که شب سفید بود و من


اگر سیاه دیدمش خطای دید بود و من


من اعتراف می‌کنم که اشتباه کرده‌ام


و عمر خویش بی‌جهت چنین تباه کرده‌ام


من اعتراف می‌کنم نه بطری و نه کابل بود


نه سقف بود و پنکه و نه پیچش طناب بود


من اعتراف می‌کنم که قرص‌ها توهم است


و فرد خائنی چو من نه لایق ترحم است


من اعتراف می‌کنم فقط کمی امان بده


به دوستان گشنه‌ام فقط یه لقمه نان بده


من اعتراف می‌کنم تو رو خدا فقط بزن


چکار کرده مادرم ؟ چکار کرده پیرزن ؟


من اعتراف می‌کنم فقط نگو به دخترم


در این یکی دوماه من چه آمدست بر سرم

|+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه هشتم شهریور 1390  |
 یه نظر توجه ام رو جلب کرد
سلام

امروز توی قسمت نظرات یه نظر توجه ام رو جلب کرد و اوون هم تبلیغ یه وبلاگ بود که گویا نویسندش از همرزمان شهید افقهی هستن از اینکه هنوز این وبلاگ خاک گرفته خواننده داره خوشحال شدم

|+| نوشته شده توسط جواد در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390  |
 روزه های بی افطار
 

سلام این روزها که همه روزه داریم و قراره با گرسنگی کشیدن یاد نیازمند ها باشیم بد نیست کمی هم به یاد همنوع های گرسنه خودمون باشیم

 .

 

 

 

|+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390  |
 هردم از این باغ بری می رسد 000

به گزارش خبرنگار «آینده» و به نقل از 19 دی؛ حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنوری در همایش بصیرت و جهادعلمی كه به مناسبت فرارسیدن سالگرد شهادت دكتر چمران و روز بسیج اساتید در سالن همایش‌های نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها برگزار شد با پرسش‌های زیاد حاضران جلسه در مورد جریان انحرافی و رابطه احمدی‌نژاد با این جریان مواجه شد.

وی با طرح برخی سؤالات در این زمینه اظهار داشت: ممكن است كسی بپرسد كه اصل جریان انحرافی و ارتباط مشایی و احمدی‌ن‍ژاد چیست؟ آیا ارتباط فامیلی است كه احمدی‌نژاد از مشایی دست بر نمی‌دارد یا ارتباط دیگری وجود دارد؟ اگر ارتباط فامیلی است، پس چرا برادر احمدی‌نژاد، همسرش، دامادش، عروسش، مادرش، همه در این قضیه مخالف احمدی‌نژاد بودند.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه ادامه داد: مادر احمدی‌نژاد به او گفته بود آق‌ات می‌كنم كه این جور در برابر همه می‌ایستی.

ذوالنوری گفت: این چه ارتباط فامیلی است كه از برادر و مادر و فرزند و عروس و همسر و داماد مهم‌تر است و مشایی باید حفظ شود و عالم و آدم بگویند احمدی‌نژاد از سر جایش تكان نخورد.

وی بیان داشت: سؤالاتی از قبیل اینكه بحث جادو و جنبل و جن و رمالی در این موضوع چقدر دخالت دارد؟ آیا ارتباط با بیگانه‌ای وجود دارد یا ندارد؟ قهر 11 روزه چرا اتفاق افتاد؟ واقعا برای فكركردن بود یا تمرد از امر ولی فقیه؟ حمایت‌هایی كه در گذشته كردیم اشتباه بود یا نه؟ اگر بحث مشایی اینقدر پیچیده است كه هر چه هست به مشایی گیر است، زور نظام به مشایی نمی‌رسد كه این مشكل را حل كند و احمدی‌نژاد راحت و آزاد شود؟ چه جور شما 5 هزار كیلومتر در فتح‌المبین و 6 هزار كیلومتر در بیت‌المقدس را آزاد كردید، یك سرزمینی كه در اختیار مشایی است را نمی‌توانید آزاد كنید؟ ما از این به بعد باید چه كار كنیم، آیا حمایت كنیم یا علیه آنها حرف بزنیم؟ پرسیده می‌شود.

ذوالنوری با تأكید بر ضرورت كالبدشكافی این جریان اظهار داشت: بعضی جاها فقط در‌تریبون‌ها فحش می‌شنوید، ولی واقعا كالبدشكافی این جریان كه محتوا چیست و رگه‌های انحراف كجاست؟ نیاز به توضیح دارد و در شان بزرگان ما نیست كه این مباحث را كالبدشكافی كنند.

 

وی ادامه داد: آیت‌ا... مصباح یزدی می‌گوید كه خطر این موضوع در طول تاریخ بی‌سابقه بوده است و این موضوع همان فراماسونری است و امیدی به بازگشت نمی‌بینم.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه خطاب به حاضران در این همایش گفت: این وظیفه شماست كه كلام و تیتری كه بزرگان ما بیان می‌كنند را كالبدشكافی كنید.

وی ادامه داد: چرا مقام معظم رهبری در دوران 11 روزه می‌فرماید تا من زنده هستم نخواهم گذاشت انحرافی در مسیر انقلاب و ارزش‌های انقلاب پیش آید؟ حتما چیزی هست كه آقا اینجور می‌فرمایند.

 

خطر جریان انحرافی از اصلاح‌طلبان افراطی و انجمن حجتیه بدتر است
وی تصریح كرد: خطر این گروه انحرافی از اصلاح‌طلبان افراطی و حجتیه بدتر است، به دلیل اینكه حجتیه‌ایها معتقدند كه در زمان غیاب امام زمان(عج) هیچ عَلَم حكومت دینی نمی‌تواند برافراشته شود و اگر این اتفاق بیفتد باطل است، ولی این جریان تمام انحرافات انجمن حجتیه را در خودش دارد، از این طرف هم به كانون قدرت و ثروت محكم چسبیده است.

وی گفت: این جریان از اصلاح‌طلبان بدتر است، چون در دوران 8 سال فعالیت اصلاحات، هیچ ارزش مبنایی از اسلام و انقلاب را ندیدید مگر مورد هجوم بود، آنها سكولار و لائیك و لیبرال بودند و نظام دینی را قبول نداشتند اما گریم دین را به چهره نزده بودند، بلكه می‌گفتند دین نمی‌تواند جامعه را اداره كند و در رأس برنامه‌های اینها ناكارآمدی دین در اداره جامعه بود.

ذوالنوری افزود: چنین افرادی اگر در عرصه بودند، مردم تكلیفشان را می‌دانستند ولی جریان انحرافی به حكومت سفت چسبیده و از حكومت دینی حرف می‌زند و حتی بالاتر از ولایت فقیه، درباره حكومت امام زمان(عج) حرف می‌زند.

 

ذكر و پیراهن یخه بسته و لب‌هایی كه مرتب می‌جنبد و...
شما می‌بینید كه از آن طرف كه گریم دین بر چهره آنها هست و ذكر و پیراهن یخه بسته و لب‌هایی كه مرتب می‌جنبد و تسبیحی كه تكان می‌خورد، باطن كار اینها فساد اقتصادی و سیاسی و وابستگی به بیگانه و صد مسأله‌ دیگر وجود دارد، لذا خطر این جریان از اصلاح‌طلبان افراطی بدتر است چون آنها خیلی از دین استفاده نمی‌كردند. گروه انحرافی همان انحرافات اصلاح‌طلبان را با گریم و نقاب دین دارند.

ذوالنوری به تشریح دو مسأله‌ مهدویت در باورهای این گروه انحرافی و نحوه اداره حكومت از نظر اینها پرداخت و گفت: اینها معتقدند كه ما یك ظهور صغری داریم و یك ظهور كبری؛ ظهور كبری زمانی است كه حضرت چهره مباركشان را فاش می‌كنند و علنا اعلام حضور پیدا می‌كنند، اما ظهور صغری دوره و مقطعی از آخرالزمان است كه علائم ظهور بروز پیدا می‌كند و منع عدم ارتباط با امام زمان(عج) را كه در دوران غیبت كبری داریم، در دوران ظهور صغری برداشته شده و می‌شود كسانی با امام زمان مرتبط باشند و حكم بگیرند و حكم بیاورند و حرف بزنند.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه یادآور شد: باور رئیس جمهور این است كه مشایی رابط امام زمان است و از اولیای الهی بر روی زمین است.

وی با بیان اینكه این مسأله‌ یك باور است و تعارف نیست، نقلی از صفارهرندی در این زمینه اشاره كرد و اظهار داشت: صفارهرندی در یكی از مصوباتی كه دولت می‌خواست جاهایی را ادغام كند، به احمدی‌نژاد گفته بود كه مقام معظم رهبری با این موضوع مخالف هستند ولی احمدی‌نژاد گفته بود كه این حكم است و باید انجام شود.

وی اضافه كرد: در این مسأله‌ یا مقام معظم رهبری مخالف هستند و رئیس جمهور در مخالفت رهبری حكم می‌كند، یا باید از یك جایگاه بالاتری از رهبری وجود داشته باشند كه حكم كند. رئیس جمهوری در جای دیگری گفته بود كه من هیچ كاری را بدون حكم انجام نداده‌ام.

 

عدم انكار ولایت توسط گروه انحرافی، مردم را دچار اشتباه می‌كند
وی با طرح این سؤال كه چه كسی حكم‌ها را برای احمدی‌نژاد می‌آورد؟، اظهار داشت: این آقایان نمی‌گویند كه مخالف ولایت فقیه هستند و وقتی راجع به ولایت فقیه صحبت شود، ممكن است شخص رئیس جمهوری بگوید كه مگر كسی از من به ولایت فقیه معتقدتر هست؟

ذوالنوری تأكید كرد: در جریان انحرافی كسی ولایت فقیه را انكار نمی‌كند و این مسأله‌ است كه مردم را دچار انحراف و اشتباه می‌كند. مردم فكر می‌كنند كه فلان آقا اگر از ولایت فقیه تمجید می‌كند معنایش این است كه ولایت فقیه را الان مثل ما قبول دارد، در صورتی كه این چنین نیست.

وی با بیان اینكه گروه انحرافی حتی معتقدند كه علائم ظهور بروز پیدا كرده است، تصریح كرد: مبنای فرمایشات مقام معظم رهبری این است كه در جریان بیداری اسلامی از نهضت‌های اسلامی حمایت كنیم و از حكام وابسته عرب اعلام انزجار كنیم ولی دولت ما در چنین بزنگاهی سعی می‌كند با حكومت‌های عربی ارتباطی برقرار كند و تمام عرب را به كشور دعوت كند.

 

تمجید رئیس جمهور از علی عبدا... صالح!
وی گفت: آنها معتقدند كه یكی از علائم ظهور آن است كه دو عبدا... در كشورهای عربی حاكم می‌شوند كه یكی علی عبدا... و دیگری عبدا... شاه اردن است. ممكن است یك زاپاس هم مثل علی عبدا... صالح هم داشته باشند كه یكی از همین آقایانی كه اسمشان را بردیم به علی عبدا... صالح گفته بود كه شما اسم سه پیغمبر را با خودت داری. شأن رئیس جمهوری اسلامی این است كه از عبدا... صالح تمجید كند؟

وی اظهار داشت: تلاش داشتند كه شاه اردن را وارد كشور كنند و جاذبه‌های گردشگری را تبلیغ كنند و به بهانه دیدن این جاذبه‌ها، او را به آبگرم سرعین ببرند، چون معتقدند كه علائم سفیانی روی كمر عبدا... پادشاه اردن وجود دارد. خرافه تا این جا رسیده است.

 

مشایی به شهادت می‌رسد
ذوالنوری تصریح كرد: حتی این جمله امام كه انتظار فرج از نیمه خرداد كشم را مشایی چند روز قبل از ارتحال امام گفته بود كه به زودی اتفاقی در 14 و 15 خرداد خواهد افتاد كه دهن منتقدین بسته می‌شود. آن اتفاقات این بود كه مشایی 14 خرداد به شهادت می‌رسد و روحش عروج خواهد كرد و امام زمان در روز 15 خرداد ظهور می‌كند و حتی بعضی از اینها داشتند سر و دست می‌شكستند برای گرفتن ویزا و رفتن به عربستان كه وقتی امام زمان در عربستان اعلام ظهور كرد همراه او باشند.

وی با اشاره به نقش جادوگران در این تفكر انحرافی گفت: ملات مسأله‌ آنها را جادوگران فراهم می‌كنند.

وی ادامه داد: اینكه احمدی‌نژاد را سحر و جادو كردند به معنای آن نیست كه احمدی‌نژاد اختیاری از خودش ندارد. كسی كه سحر شده نمی‌توان توقعی از او داشت؛ بلكه جادوگران پیش گویی‌هایی می‌كردند كه بعضی از آنها محقق می‌شد و احمدی‌نژاد هم فكر می‌كند كه مشایی اینها را از ناحیه امام زمان آورده و به خاطر همین تأثیر پذیرفته است، یعنی وقتی كراماتی دیده، دلبستگی پیدا كرده است.

 

اداره جامعه از نظر گروه انحرافی
ذوالنوری با تشریح اعتقاد گروه انحرافی به اداره جامعه، تصریح كرد: در اداره جامعه اینها معتقدند كه مردم ما سه گروه هستند؛ یك گروه ولایتی‌ها هستند كه معتقدند تعداد آنها 7 میلیون نفر است كه این حرف، حرف غلطی است به خاطر اینكه رسانه‌های بیگانه اعتراف كرده بودند كه در روز 9 دی بیش از 40 میلیون نفر مردم در سراسر كشور به خیابان‌ها آمده بودند. به اعتقاد آنها گروه دوم ضدانقلاب هستند كه تعداد آنها كم نیست كه این حرف هم غلط است، چون یك نفر ضدانقلاب هم زیاد است، ولی نسبت به كل مردم عددی نیستند.

وی دسته سوم را جمعیت خاكستری دانست و گفت: این جمعیت كه بدنه و اصل توده‌ها هستند نه ولایتی هستند و نه ضدانقلاب؛ مخالف امام و انقلاب و رهبر هم نیستند، بلكه كسانی هستند كه اگر روز پنجشنبه عاشورا باشد، شام عاشورا و شام غریبان به سر و سینه می‌زنند و فردای آن روز كه جمعه است در جاده چالوس هستند و نوار موسیقی آنها روشن است و به جاهای خوش آب و هوا می‌روند و اینها كسانی هستند كه اگر نصف شب در خیابان‌ها عبور می‌كنند ایست و بازرسی بسیج نباشد كه به آنها بگویند صندوق عقب ماشین را بالا بزنند تا ببینند مشروبات الكلی دارند یا ندارند. یا اگر زن بدحجابی باشد به او نگویند كه چرا حجابت این جوری هست. یا اگر زن نامحرمی با كسی راه می‌رود نگویند كه چه سمتی با او داری؟

ذوالنوری افزود: به اعتقاد گروه انحرافی این دسته از مردم نیاز به حاكمانی دارند كه كاری به كار آنها نداشته باشد و از آن طرف رفاه نسبی برای آنها ایجاد شود و هر كسی كه این كار را انجام دهد برای همیشه حاكم است.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه تصریح كرد: جالب اینجاست كه فردی كه در رأس جریان انحرافی است می‌گوید كه آقای دكتر پرچم این ماموریت را روی دوش من گذاشته است.

 

رئیس جمهور از لفظ بیداری اسلامی استفاده نمی‌كند
وی با اشاره به دغدغه جدی مقام معظم رهبری درباره تحولات منطقه وبیداری اسلامی گفت: وقتی مقام معظم رهبری فریاد بیداری اسلامی را سر می‌دهند، رئیس جمهور یك كلمه لفظ بیداری اسلامی را استفاده نمی‌كند و به جای آن از بیداری مردمی، بیداری ملت‌ها و... استفاده می‌كند.

وی ادامه داد: اینها هر سال سران كشورهای فارسی زبان را دعوت می‌كنند كه در تخت جمشید مراسم عید نوروز بگیرند و سه سال پیاپی مقام معظم رهبری و دفتر ایشان مخالفت می‌كنند و سال بعد همان تكرار می‌شود.

وی افزود: رأس این جریان انحرافی به سازمان حج می‌گوید كه كاروان‌هایی را كه به عتبات عالیات اعزام می‌كنید، یك روز از وقت زائران را برای دیدن تیسفون و مدائن در نظر بگیرید. وقتی مسئولان اعلام می‌كنند كه یك روز به سفر اضافه می‌شود و هزینه‌ها بالا می‌رود، این شخص می‌گوید از آن طرفش (زیارت از عتبات عالیات) را كم كنید.

ذوالنوری با انتقاد از اظهارات احمدی‌نژاد در مورد ورود زنان به استادیوم ورزشی گفت: رئیس جمهور می‌گوید كه چه اشكالی دارد زنان وارد استادیوم ورزشی شوند و بازی‌ها را نگاه كنند. در بازی انزلی تمام صندلی‌های ورزشگاه را شكسته بودند و اتوبوس‌ها بعد از مسابقه سالم نمی‌ماند، حال ناموس مردم در جمعیت اراذل و اوباش امنیت دارند؟

 

شخص رئیس جمهور مانع كار نیروی انتظامی است
وی با بیان اینكه نیروی انتظامی اگر بخواهد تكان بخورد حلقومش را فشار می‌دهند، اظهار داشت: من چند روز پیش به سردار احمدی‌مقدم گفتم كه جاهایی از ما می‌پرسیدند كه چرا نیروی انتظامی با فساد برخورد نمی‌كند؟ من به آنها گفتم كه دولت همكاری نمی‌كند و برای نیروی انتظامی مانع درست می‌كند. آقای احمدی‌مقدم در جواب گفت كه دولت قلبش با ماست و شمشیرش علیه ماست و شخص رئیس جمهور جلوی كار ما را می‌گیرد.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه تأكید كرد: شخص رئیس جمهور متأثر از مشایی این كار را می‌كند.

 

تعابیر نورانی احمدی‌نژاد!
وی ادامه داد: اینكه كاری به كار كسی نداشته باشید و بگذارید مردم راحت باشند و آیا مشكل موی چهار تا دختر است كه بیرون آمده و تعابیری این چنینی در بیان نورانی! رئیس جمهور ریشه در این مسأله‌ دارد كه تفكر، یك تفكر دیگر است.

ذوالنوری جریان وزارت اطلاعات را جرقه این موضوع عنوان كرد و افزود: شاید این موضوع اعلام پالس‌دادن به جریاناتی بود كه با این حركت امید پیدا كنند.

وی با بیان اینكه بعضی‌ها این سؤال را می‌پرسند كه آیا عزل وزیر از اختیارات رئیس جمهور هست یا نیست؟ اگر هست پس چرا رهبری دخالت كردند؟ اظهار داشت: درست است كه وزارت اطلاعات یك وزارت است ولی در همه دنیا دستگاه امنیتی و اطلاعاتی زیرنظر بالاترین مقام كشور است.

وی تأكید كرد: مسأله‌ وزارت اطلاعات گوشت قربانی نیست كه هر دولتی كه سر كار آید به هر صورتی كه می‌خواهد عمل كند و رهبری هم نمی‌تواند نسبت به این مسأله‌ بی‌نظر باشد.

 

دولت خاتمی وزیر اطلاعات را با نظر مقام معظم رهبری عزل و نصب می‌كرد
وی ادامه داد: از اول انقلاب تا به امروز سیره و روال این بوده كه عزل و نصب وزیر اطلاعات با نظر امام و مقام معظم رهبری بوده است.

وی با ذكر جریانی از تابعیت وزیر اطلاعات خاتمی از مقام معظم رهبری اظهار داشت: یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی روز چهارشنبه از مجلس رأی اعتماد گرفت و روز پنجشنبه هنوز از ساختمان سازمان قضایی بیرون نرفته بود كه ما برای عرض تبریك و با هدف توصیه برای ابقای مدیركل اطلاعات قم خدمت او رفته بودیم. یونسی فرمود كه آقای خاتمی با من چند تا شرط كرد كه یكی از آنها جابجایی چهار مدیركل اطلاعات بوده كه یكی از آنها مدیركل اطلاعات قم بوده است.

وی ادامه داد: من از او پرسیدم شما با هماهنگی آقا وزیر شدید و پذیرفتید یا نه؟ ایشان فرمود نه تنها اینكه آقای خاتمی با مقام معظم رهبری هماهنگ كرده، بلكه خود من خدمت آقا رفتم و گفتم اگر اجازه بدهید من این مسئولیت را نپذیرم كه آقا با عبارت من و با خنده جواب من را دادند و فرمودند: اجازه نمی‌فرمایم و شما باید این كار را بپذیرید.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه افزود: دولت آقای خاتمی وزیر اطلاعات را با نظر مقام معظم رهبری عزل و نصب می‌كند و اگر رئیس جمهور روال كار را انجام می‌داد و گزینه‌هایی را معرفی می‌كرد، ممكن بود مقام معظم رهبری یك نفر را انتخاب كنند و بعد معرفی شود، اما اصل كار این نبود.

 

پشت پرده بركناری مصلحی
وی به پشت پرده بركناری مصلحی اشاره كرد و گفت: مشایی به دنبال این بوده كه 150 نماینده در مجلس شورای اسلامی داشته باشد و اگر این هدف بخواهد اجرایی شود باید 400 الی 500 نفر وارد انتخابات شوند. موثرترین فیلتر شورای نگهبان وزارت اطلاعات است و آنها می‌خواستند این وزیر را بركنار كنند و رئیس جمهور سه ماه سرپرست شود و در این سه ماه كه رئیس جمهور مشغله كاری دارد، جریان انحرافی وارد وزارت اطلاعات شود، همان جوری كه امروز وزارت امور خارجه را تسخیر كرد، بعد عناصر را جابجا كنند و در آستانه انتخابات هر كسی را كه می‌خواهند به عنوان وزیر اطلاعات معرفی كنند.

ذوالنوری ادامه داد: هدف گروه انحرافی ورود چنین ثلمه‌ای به دستگاه امنیتی كشور بود، مگر اینجا رهبری می‌تواند نسبت به این موضوع كه دخالت در عرصه دولت محسوب نمی‌شود بی‌تفاوت باشد.

وی بیان داشت: احمدی‌نژاد مشروعیت این مسئولیت (سرپرستی وزارت اطلاعات) را ندارد، چون اگر شرط وزیر اطلاعات این است كه یا مجتهد یا قریب الاجتهاد باشد، فرق سرپرستی وزارت اطلاعات در چهار ماه یا چهار سال چیست؟ چنین كاری مشروعیت ندارد.

 

رئیس جمهوری فكر نمی‌كرد كه رهبری مثل كوه در برابر این موضوع بایستد
وی با اشاره به دیدار احمدی‌نژاد با مقام معظم رهبری گفت: مقام معظم رهبری در این موضوع تصریح كردند كه جابجایی را انجام ندهید، ولی احمدی‌نژاد خدمت رهبری رسید و گفته بود اگر مصلحی باشد آیا من حق دارم كه استعفا بدهم. مقام معظم رهبری هم فرموده بودند كه خودتان ‌می‌دانید؛ بدهید.

وی تصریح كرد: احمدی‌نژاد بر روی دو گزینه فكر می‌كرد؛ اول اینكه شرطی كه گذاشته بود پذیرفته شود و مصلحی برود و مشایی به عنوان معاون اول بیاید و دوم اینكه عزل و استعفای رئیس جمهور پذیرفته شود.

وی گفت: البته رئیس جمهور در مصاحبه‌اش گفته بود كه من آنهایی را كه می‌گویند شرط گذاشتم را نمی‌بخشم؛ اما چرا 11 روز رفتی در خانه نشستی؟ شرطی در میان بود و چطور می‌توانیم روی آن را بپوشانیم.

ذوالنوری ادامه داد: رئیس جمهور فكر می‌كرد كه هر كدام از این دو موضوع هزینه‌ای برای نظام دارد. عزل و استعفا هم بی‌سروسامانی كشور و تشكیل شورای ریاست جمهوری و دشمن شاد شدن و برگزاری انتخابات و... را در پی داشت، پس نظام شرط را می‌پذیرد.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه اضافه كرد: به مخیله رئیس جمهوری نمی‌آمد كه مقام معظم رهبری مثل كوه در برابر این موضوع بایستد.

 

احمدی‌نژاد از روی اكراه و ناچاری برگشت
وی اظهار داشت: در آن 11 روز 200 نفر از شخصیت‌های نظام به صورت تلفنی و حضوری با رئیس جمهور صحبت كردند كه فایده‌ای نداشت و به تعبیر بنده احمدی‌نژاد رغبتاً بر سر كارش نیامده است و از روی اكراه و ناچاری و اجبار آمد، چون مجلس ملتهب شده بود و ضرب‌العجل هم تمام شده بود و اگر آن روز سر كارش حاضر نمی‌شود، فردای آن روز استیضا می‌شد.

 

 رأی عدم كفایت احمدی‌نژاد بالاترین رأی اعتماد تاریخ!
وی اضافه كرد: اگر رأی عدم كفایت سیاسی احمدی‌نژاد در این مجلس شورای اسلامی مطرح می‌شد، بالاترین رأی عدم اعتماد تاریخ را می‌گرفت.

ذوالنوری یادآور شد: احمدی‌نژاد مجبور شد برگردد و نشانه آن هم این بود كه در جلسه هیأت دولت، مصلحی را راه ندادند، بعد از این جریان 13 امضایی كه در مجلس برای سؤال از رئیس جمهور مطرح شده بود بعد از این جریان به 90 امضا رسیده بود.

وی با بیان اینكه در حمایت از احمدی‌نژاد هیچ اشتباهی نشده است، تصریح كرد: اگر امروز آنهایی كه از دولت حمایت كردند به چند سال پیش برگردند، هیچ راهی جز همین راهی كه آمدند ندارند.

وی ادامه داد: اگر محسن رضایی را كنار بگذاریم ـ به دلیل اینكه او رأی خاصی نیاورده بود و چند بار بخت خودش را آزموده بود – دو كاندیدای دیگر و احمدی‌نژاد باقی ماندند و احمدی‌نژاد بعد از این مدت به اینجا رسیده كه 11 روز قهر بود و وقتی در شبكه دوم سیما حرف می‌زند از ولایت فقیه به گونه‌ای حرف می‌زند كه انگار هیچ چیزی نبوده است اما رقبای او از اول بیل لودر را زیر پایه‌های انقلاب گرفته بودند.

 رئیس جمهور چراغ قرمز را رد كرد
ذوالنوری تأكید كرد: اگر فرمان ماشین انقلاب به دست رئیس جمهور بود كه این انقلاب را از قم به مشهد ببرد، وسط راه مشایی گولش زد و ماشین انقلاب به جای اینكه از مسیر اتوبان به تهران و از تهران به مشهد برود، از ساوه و اسلام‌شهر و چند شهر دیگر رفته و رئیس جمهور چراغ قرمز را رد كرد، سبقت و سرعت غیرمجاز داشت، به ایست پلیس توجه نداشت ولی اگر 200 كیلومتر راه رفته 100 كیلومتر آن كوتاه شده و به سمت مشهد بوده است، اما اگر دیگران سكان ماشین انقلاب را به دست می‌گرفتند به جایی كه ماشین را از قم به سمت تهران و مشهد می‌بردند، به سمت اراك هدایت می‌كردند.

وی تصریح كرد: اگر رهبری هم جلو می‌آمدند و ایست می‌دادند، او را می‌زدند و له می‌كردند.

خداییش مملکت با حالی داریم هردم از این باغ بری می رسد !!!!!
|+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه یکم تیر 1390  |
 مجلس اسامی ۲۶ مقام آمریکایی تحریم شده را اعلام كرد !!!!

مجلس اسامی ۲۶ مقام آمریکایی تحریم شده را اعلام كرد !!!!

 


به گزارش باشگاه خبرنگاران، کاظم جلالی در تشریح جزئیات جلسه امروز – یکشنبه – کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، گفت:  طرح تحریم وتعقیب برخی مقامات آمریکایی در کمیسیون به اتفاق آرا تصویب شد.

جلالی اسامی کامل افراد تحت تعقیب و تحریم را به شرح ذیل اعلام کرد؛

 

الف) مقامات ناقض حقوق بشر( در داخل و خارج از آمریکا):

۱- "توماس جی پیکارد" رئیس اف.بی.آی در سال ۱۹۹۳ (نقض حقوق بشر در جریان حمله به فرقه داوودیه در آوریل ۱۹۹۳ در شهر وبکو در ایالت تگزاس و کشتن بیش از ۸۲ نفر از پیروان این فرقه فرعی مسیحی و نقض حقوق بشر در زمان ریاست وی بر سازمان سیا در سال ۲۰۰۳ در افغانستان و عراق).

۲- ژنرال "جفری دی. میلر" فرمانده زندان گوانتانامو از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ به اتهام نقض حقوق بشر، شکنجه و آزار زندایان.

۳- دریادار "جفری هربسون" فرمانده کنونی زندان گوانتانامو بدلیل تداوم دخالت در شنکنه و آزار زندانیان و نقض حقوق بشر از سال ۲۰۱۰.

۴- ناخدا "ویلیام راجرز" فرمانده ناو وینسس امریکا در جریان حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران در ۳ ژوئیه ۱۹۸۳.

 

ب) حامیان فعالیت های تروریستی، ‌ناقضین حقوق بشر و دخالت در قاچاق مواد مخدر:

۵- "فرانک جی گاردنر" نخستین فرماندار نظامی امریکا در عراق در سال ۲۰۰۳ به اتهام دخالت در کشتار غیرنظامیان در مناطق مختلف عراق، نقض حقوق بشر

۶- "پل برمر" فرماندار نظامی آمریکا در عراق از سال ۲۰۰۳ به اتهام دخالت در کشتار غیرنظامیان در مناطق مختلف عراق، نقض حقوق بشر و دست داشتن در فاجعه بازداشت و شکنجه زندانیان در ابوغریب.

۷- "دونالدرامسفلد" وزیر دفاع امریکا از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ به اتهام کشتار مردم غیرنظامی، شکنجه و آزار زندانیان ابوغریب، گوانتانامو و بگرام همچنین، کشتار هزاران انسان بیگناه در افغانستان و عراق.

۸- "ریچارد پرل" از مقام های نظامی وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۰۳ از طراحان عملیات نظامی در افغانستان وعراق و دخالت در جنایات انجام شده از سوی نیروهای آمریکایی در دو کشور افغانستان و عراق.

۹- "پل ولفوویتز" معاون وزیر دفاع امریکا در سال ۲۰۰۳ و از طراحان حمله به افغانستان و عراق به اتهام دخالت در جنایات انجام رگفته در افغانستان و عراق.

۱۰- ژنرال "جان (جک) کین" معاون رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا در سال ۲۰۰۳ به اتهام مشارکت در کشتار غیرنظامیان و شکنجه و آزار زندانیان ابوغریب و گوانتانامو و نقض حقوق بشر درافغانستان و عراق.

۱۱- ژنرال "ریچارد کدی" معاون رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا در سال ۲۰۰۴ به اتهام مشارکت در کشتار غیرنظامیان و نقض حقوق بشر در افغانستان و عراق.

۱۲- ژنرال "جیمز ماتیوس" فرمانده عملیات نظامی امریکا در فاجعه کشتار غیرنظامیان در فلوجه در عراق در سال ۲۰۰۳ بدلیل دخالت در ارتکاب جنایت علیه بشریت

۱۳-  "جرج کیسی" رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ به اتهام کشتار غیرنظامیان در عراق و افغانستان، اشغال کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در اربیل و زندانی نمودن و آزار ۵تن از دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران به مدت بیش از دو سال و نیم و نقض حقوق بشر.

۱۴- ژنرال "ریکاردو سانچز" فرمانده نیروهای امریکایی مسئول شکنجه زندانیان زندان ابوغریب و غیرنظامیان در عراق به اتهام نقض حقوق بشر و دخالت در تروریسم دولتی امریکا

۱۵- ژنرال "فرانکس" فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق پس از اشغال نظامی به اتهام مشارکت در نقض گسترده حقوق بشر در طول دوره اشغال عراق.

۱۶- ژنرال "دیوید بتراکوس" فرمانده وقت نیروهای امریکایی در عراق و فرمانده بعدی نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان (نامزد کنونی ریاست سیا) به اتهام نقض گسترده حقوق بشر و کشتار غیرنظامیان در کشورهای افغانستان و عراق و نیز دخالت در قاچاق موادمخدر

۱۷- ژنرال "ریموند اودیرنو" فرمانده وقت نیروهای امریکایی در عراق در سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ به اتهام مشارکت درنقض گسترده حقوق بشر در عراق.

۱۸- ژنرال "جانس کاربینسکی" مسئول زندان ابوغریب به اتهام شکنجه و آزار زندانیان نقض گسترده حقوق بشر درعراق.

 ۱۹- ژنرال "استیون کاسبون" از مسئولان زندان ابوغریب به اتهام شکنجه زندانیان و نقض گسترده حقوق بشر در عراق.

۲۰- ژنرال "استنلی مک کریستال" فرمانده نیروهای امریکا در افغانستان به اتهام کشتار غیرنظامیان، شکنجه و آزار زندانیان در بگرام، نقض حقوق بشر و مشارکت در قاچاق مواد مخدر.

۲۱- ژنرال "جک بریگز" فرمانده پایگاه هوایی بگرام در افغانستان به اتهام حمایت لجستیکی و آموزشی از اعضای گروهک تروریستی موسوم جندالله، حمایت از تروریسم در افغانستان، کشتار غیرنظامیان و نقض گسترده حقوق بشر در افغانستان.

۲۲- "لویس فری" رئیس سازمان پیشین اطلاعات مرکزی امریکا به اتهام نقض حقوق بشر و مشارکت در شکنجه و آزار زندانیان در افغانستان و عراق.

۲۳- "رابرت مولر" رئیس پیشین سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) به اتهام مشارکت در کشتار غیرنظامیان، نقض گسترده حقوق بشر در افغانستان و عراق.

۲۴- ژنرال "جیمز جونز" مشاور پیشین امنیت ملی و رئیس جمهوری امریکا به اتهام حمایت از ترویزم (سازمان تروریستی منافقین) و کمک به گروه های تروریستی در افغانستان و عراق و علیه مردم ایران.

۲۵- ژنرال "پیتر جی. شومیکر" رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا در سال ۲۰۰۷ به اتهام مشارکت در کشتار غیرنظامیان، شکنجه و آزار زندانیان در زندان های گوانتانامو و بگرام، نقض حقوق بشر در کشورهای افغانستان و عراق.

۲۶- "استوارت لوی" معاون پیشین وزیر خزانه داری امریکا به اتهام نقض حقوق بشر در اعمال تحریم علیه

 مردم ایران

  

|+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه نهم خرداد 1390  |
 حالا نوبت استاد بود
سلام

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد .
او پرسید : آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد ، آفریده است ؟
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : بله .
استاد پرسید : هر چیزی را ؟
پاسخ دانشجو این بود : بله هر چیزی را .
استاد گفت : در این حالت ، خداوند شر را آفریده است . درست است ؟ زیرا شر وجود دارد.
برای این سوال ، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند . استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است .
ناگهان ، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت : استاد ، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟
استاد پاسخ داد : البته . دانشجو پرسید : آیا سرما وجود دارد ؟
استاد پاسخ داد : البته ، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید ؟
دانشجو پاسخ داد : البته آقا ، اما سرما وجود ندارد . طبق مطالعات علم فیزیک ، سرما عدم تمام و کمال گرماست . و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد . و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما ، اشیاء بی حرکت هستند ، قابلیت واکنش ندارند . پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم .
دانشجو ادامه داد : و تاریکی ؟
استاد پاسخ داد : تاریکی وجود دارد .
دانشجو گفت : شما باز هم در اشتباه هستید ، استاد. تاریکی فقدان کامل نور است . شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید ، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید.منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور ، نور می تواند تجزیه شود . تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم .
و سرانجام دانشجو پرسید :
و شر ، استاد؟، آیا شر وجود دارد ؟ خداوند شر را نیافریده است . شر فقدان خدا در قلب افراد است ، شر فقدان عشق ، انسانیت و ایمان است .عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند . آنها وجود دارند . فقدان آنها منجر به شر می شود .
و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند .
نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود

|+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390  |
 ملاقات با آقای گوش قشنگ
 

سلام

فردا یکشنبه قراره  برای جراحی گوشم برم بیمارستان بالاخره می خوام این یادگاری جبهه رو بسپارم دست تیغ جراحی دکتر !

فرقون حسن آقا رو که دادم اگه از شما هم حقی به گردن ما هست حلال کنید که شاید...!

خدا رو چی دیدی شاید اگه گوش رو عمل کردیم دیگه حرف از این گوش نیاد از این گوش بره! 

خدا کنه اگه سالم برگشتیم با این گوش که خیلی وقته نمی شنوه چیزهای بهتری بشنوم و از عمل کردنش پشیمون نشم!!

شاید هم خودم رو حسابی بگیرم و شما برای ملاقات با  آقای گوش قشنگ مجبور باشین مدت ها توی نوبت باشین !

 

 به هرحال از همتون التماس دعا دارم و می خوام که حلالم کنید.

|+| نوشته شده توسط جواد در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390  |
 

مشکلات اختلاف اصطلاحاتزبان‌شناسی
در آن دورانی که کسی نمی‌توانست به وجود توالت عمومی اطمینان داشته باشد، خانمی انگلیسی سفری به هندوستان را برنامه‌ریزی کرد. مهمان‌خانهء کوچکی را که متعلّق به مدیر مدرسهء محلّی بود در نظر گرفت و اطاقی رزرو کرد. چون نگران بود که آیا در مهمانخانه توالت وجوددارد یا خیر، در نامه‌ای به مدیر مدرسه سؤال کرد که آیا در مهمانخانهء مزبور WC وجود دارد یا خیر.
مدیر مدرسه تسلّط کاملی به زبان انگلیسی نداشت. نزد کشیش محلّی رفت و پرسید که WC به چه معنی است. کشیش هم تا آن زمان نشنیده بود. دو نفری همّت گماشتند تا معانی احتمالی این دو حرف را بیابند و نهایتاً به این نتیجه رسیدندکه خانم مزبور طالب Wayside Chapel است که بداند آیا (کلیسای کنارجادّه) نزدیک مهمانخانه وجود دارد یا خیر. ابداً به ذهنشان خطور نکرد که این دو حرف ممکن است به معنی توالت باشد.
مدیر مدرسه در جواب خانم نامه‌ای نوشت. متن نامه به شرح زیر است:
خانم عزیز در کمال مسرّت به اطّلاع شما می‌رسانم که در 9 مایلی مهمانخانه یک WC وجود دارد که در میان بیشه‌ای از درختان کاج قرار گرفته و اطراف آنرا چشم‌اندازی زیبا فرا گرفته است. این WC گنجایش 229 نفر را دارد و روزهای یکشنبه و پنجشنبه باز است. چون انتظار می‌رود افراد بسیاری در ماه‌های تابستان به اینجابیایند، توصیه می‌کنم زودتر تشریف بیاورید.. امّا، در این WC فضای ایستاده هم زیادوجود دارد. این وضعیت مطلوبی نیست بخصوص اگر عادت داشته باشید مرتّباً به آنجابروید. شاید برای شما جالب باشد که بدانید دختر من در WC ازدواج کرد و در آنجا بودکه با شوهرش ملاقات کرد. واقعهء بسیار عالی و جالبی بود. در هر محلّ نشستن ده نفرنشسته بودند. مشاهدهء سیمای آنها و شادمانی آشکار بسیار دلپذیر بود. از هر زاویه می‌توان عکس گرفت. متأسّفانه همسرم بیمار شده و اخیراً نتوانسته به آنجا برود. تقریباً یک سال از آخرین مرتبه‌ای که رفته می‌گذرد که البتّه برای او بسیار دردناک است.
البتّه مسرور خواهید شد که بدانید بسیاری از مردم ناهارشان را با خودشان می‌آورند و تمام روز را آنجا می‌گذرانند که برایشان بسیار دلپذیر است. دیگران ترجیح می‌دهند قبل از وقت بیاییند و تا آخرین لحظه هم بمانند. به آن بانوی محترم توصیه می‌کنم روزهای پنجشنبه به آنجا بروید زیرا نوازندهء اُرگ نیز می‌آید و همراهی می‌کند..
جدیدترین چیزی که افزوده شده ناقوسی است که هر وقت کسی وارد می‌شود زنگ می‌زند. بازاری هم در آنجا داریم که نشیمن‌گاه مخملی برای همه فراهم می‌کند چون بسیاری بر این باورند که مدّتها است چنین چیزی لازم بوده است. چشم به راهم که شمارا تا آنجا همراهی کنم و شما را در جایی قرار دهم که همه بتوانند شما را ببینند. بااحترامات فائقه مدیر مدرسه
خانم مزبور وقتی نامه را خواند غش کرد ... و البتّه هیچوقت به هندوستان نرفت.


ضمنا از همین جا از جواد عزیز به خاطر ماجرای فرقون تشکر میکنم جواد جان متشکریم

|+| نوشته شده توسط حسن در جمعه بیست و ششم فروردین 1390  |
 کاش ما هم یه کاره ای بودیم
 

سلام

عید شما مبارک گفتم دم عیدی چند تا عکس ببینیم شاد شیم !!

کاش ما هم یه کاره ای بودیم !!

این خانوم داره به چی فکر می کنه !؟

|+| نوشته شده توسط جواد در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389  |
 ای کاش ...

با سلام

خوب خدا رو شکر جواد جان حداقل به این بهانه هم شده وبلاگ به روز میشه

اما برادر جان بین اون خانم و یه جوون بسیجی که 25 بهمن کتک خورد چه فرقی وجود داره ؟ مگه به اون توهین نشد مگه بهش فحش ناموس ندادند ؟ کاش اونجا هم موضع گیری میکردی جواد جان نه حالا که به یه آقازاده و یه خانم زاده توهین شده رگ غیرتت به جوش اومده که هرچند بازم میگم اشتباه بوده و هست

خدا وکیلی بیا فرض کنیم به جای فائزه همسر احمدی نژاد بود و به جای اون به قول خودشون حزب اللهی که به نظر منم هستند ولی در این مورد اشتباه کردند برو بچ جنبش سبز بودند آیا همسر احمدی نژاد الان زنده بود ؟

اگر شما اینجا به خاطر توهین چند نفر به قول خودشون حزب اللهی که به نظر منم هستند ولی در این مورد اشتباه کردند به این خانم ناراحت میشی و اعلام ناراحتی میکنی کاش زمانی که این خانم به امام خامنه ای اهانت میکرد هم ناراحت میشدی و موضع گیری میکردی کاش زمانی که این خانم بعد از دستگیری میگه رفته بودم ساندویچ بخورم و یا رفتم روسری بخرم و یعدش به ریش من و تو میخنده ناراحت میشدی و کاش و کاش و کاش و ....  

ضمنا

گیرم که به گذشته حضرات محصور کار نداشته باشیم با عملکرد حال اونها چه کار کنیم ؟ مگر اعتراض ما به موسوی و کروبی به خاطر عملکرد سال های قبل که دارای مسئولیت بودن هست ؟ اعتراض ما بیشتر به خاطر موضع گیری ها و عملکرد ها و اهانت های حال حاضر این افراد هست

جواد جان کاش وقتی در بیانه هاشون توهین میکنند به آقا هم موضع بگیری

دعوای ما الان سر دولت نیست ،سر حکومت و حاکمیت هست کما اینکه بنده شخصا بعد از بحث با افراد متعددی از جنبش سبز در فضای سایبر به این نتیجه رسیدم که اصلا دعوا سر انتخابات نیست سر اصل حکومت و خصوصا سر اصل ولایت فقیه هست و به این وسیله سعی بر براندازی نظام دارند که زهی خیال باطل، کما اینکه بدون انجام این گفتگو ها هم این مسئله برای من کاملا معلوم بود

جواد جان شخصا نمیدونم موضعت سر این اشخاص که نام بردی چیه ؟ بهتر بگی تا هم برای من و هم بقیه دوستان مشخص بشه آیا با گذشت این مدت و عملکرد حضرات موسوی و کروبی و ... آیا هنوزم از اونها حمایت میکنی ؟

هر چند که الان هر موضعی بگیری چندان تفاوتی نمیکنه چون به نظرم ابرها و غبارهایی که مانع دیدن میشه برداشته شده

واللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه

|+| نوشته شده توسط حسن در جمعه سیزدهم اسفند 1389  |
 
سلام

دیروز یک جمله پشت یک کامیون دیدم به نظرم جالب بود:

  تا خاک نشدی خاکی شو 

|+| نوشته شده توسط جواد در جمعه سیزدهم اسفند 1389  |
 خدا نکنه روزی نیادکه دیانت ما بشه عین سیاست ما !
سلام

امروز بعد از مدتی اوومدم چرخی در فضای مجازی بزنم که ای کاش نیومده بودم .

چند روزه که تلوزیون یا به قول خودش رسانه ملی هر روز از زدن یه مشت به صورت علی دایی که انصافا از اسطوره های ورزشی این مملک هست میگه و توی هر خبر ورزشی حتما از این موضوع هم خبری هست.

امروز که بعد از چند روز فرصتی شد تا از دریچه ای بجز سوراخ تنگ رسانه ملی به دنیا نگاه کنم دیدم از مشت خوردن علی دایی هم مهم تر بوده که ما خبر نداریم !

بعد از ۲۵ بهمن یه عده دنبال اعدام و بعد محاکمه موسوی کروبی خاتمی هاشمی و هر کس غیر خودشون بودن یه عده هم دنبال شکستن حصر خانگی کروبی و موسوی .

از این ها که بگذریم امروز فیلمی رو در اینترنت دیدم که فکر نمی کنم هیچ آدم مسلمون و منصفی از دیدن این صحنه ها ناراحت نشه (توهین یه به قول خودش بچه حزب الهی به خانم فائزه هاشمی و آقای هاشمی)  هرچند خودم  می شناسم کسایی رو که با این جوون موافق و حتی شاید آتیشی تر هم باشن .

به هر حال الان که فکر می کنم می بینم تنها چیزی که تو این زمونه ارزش نداره احترام و ادب اسلامی و هر کسی برای رسیدن به چیزی که فکر می کنه حق به خودش اجازه می ده هر کاری رو انجام بده و هر حرفی رو بزنه  تازه بعد این عمل خیلی از سایت ها در پی شرح و بسط و به قول با سواد ها واکاوی این قصه پر غصه هستن.

یه روز که طرف یه چیزی می گه که ما خوشمون بیاد می شه آیت الله و یه روز دیگه خواص بی بصیرت!

بصیرت هم شده یه اسباب برای سواری گرفتن و سواری دادن !

اصلا الان که می بینم بعد از انقلاب همه دولت ها بجز دولت نهم و دهم در جرگه بی بصیرت ها هستن !

بیچاره ما که یه عمر سنگ همین دولت ها رو به سینه زدیم !!

بنده خدا که زمان امام نخست وزیر بوده الان که به ساز ما نمی رقصه  فهمیدن که با ساواک همکاری داشته ! نمی دونم چرا حالا فهمیدیم ! بابا اگه خلافی کرده بگیرین اعدامش کنید بعد هم محاکمه اش کنید بره پی کارش!

 چرا این همه آشوب هرچند که به نظر می یاد بقای بعضی ها در بودن همین آشوب هاست.

بسوزه پدر این سیاست که هر روز  یکی سواری می گیره  و می گه قبلی سوارکاری بلد نبود.!!

خدا نکنه روزی نیادکه دیانت ما بشه عین سیاست ما !  

|+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه هشتم اسفند 1389  |
 کوجمولووو
مبارک باشه سید علی جوون


|+| نوشته شده توسط حسن در پنجشنبه پنجم اسفند 1389  |
 خبر آمد خبری در راه است
سلام

شرمندم که مدتهاست مطلبی نداشتم .الان هم نمی دونم چی شد که نوشتن رو به  دیدن تکرار  سریال مختارنامه ترجیح دادم !!! البته شما هم اگه جای من بودید حتما از شنیدن این خبر خوشحال می شدین که اگه خدا بخواد و امام حسین بطلبه شاید عید کربلا قسمتمون بشه اوونایی که بودن یادشون هست و حتما آرزو دارن یه بار دیگه در جوار حقیر مشرف بشن کربلا !

پس هر که دارد هوس کرببلا بسم الله.

دعا کنید بشه که اگه بشه چی میشه !!

 

 

 

|+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه چهارم بهمن 1389  |
 مردی که سر خم نکرد

این تصویر مردیست که سر خم نکرد و شاه مجبور شد دست های خود را در برابر او بالا بیاورد تا مدالش را به گردن او بیاندازد آن هم در زمانه ای که سر از پا نمشناختند در برابر دست بوسی و چاپلوسی به اصطلاح اعلا حضرت .


|+| نوشته شده توسط حسن در یکشنبه سوم بهمن 1389  |
 اربعین

|+| نوشته شده توسط حسن در جمعه یکم بهمن 1389  |
 خاطرات يك جوان فرانسوي از حضور امام در نوفل لو‌شاتو


مسيح‌‌ در ‌‌برابرم ‌ايستاده بود!

یك روز كه از مدرسه به خانه برمي‌گشتم، شلوغي بي‌سابقه‌اي در كوچه‌مان توجهم را جلب كرد. جلوي باغي كه كمي آن طرف‌تر از خانه‌مان بود جمعيت زيادي ايستاده بودند. در ميان جمعيت، خبرنگاراني به چشم مي‌خوردند كه دوربين‌هايشان را به گردن آويخته بودند و از پشت در چوبي و سبزرنگ باغ ، سرك مي‌كشيدند. حس كنجكاوي من تحريك شده بود. داخل باغ اتفاقي افتاده بود. خود را داخل جمعيت كردم، هر چه سرك كشيدم، چيزي نفهميدم. از خبرنگاري پرسيدم، «اينجا اتفاقي افتاده؟» خبرنگار گفت: «هنوز نه، ولي از حالا به بعد اتفاق‌هاي مهمي خواهد افتاد‌» و پرسيد، «شما اهل اين دهكده هستيد؟» از حرف‌هاي او چيزي سردر نياوردم، جواب دادم، «بله، خانه‌مان كمي آن‌طرف‌تر است.» خبرنگار گفت: «به زودي دهكده‌تان مشهورترين دهكده دنيا خواهد شد!»با تعجب پرسيدم: «متوجه نمي‌شوم. چه اتفاق مهمي قرار است در دهكده ما بيفتد كه باعث شهرت آن مي‌شود؟»

جواب داد: «تا به حال اسم آيت‌الله خميني را شنيده‌اي؟» اسم برايم آشنا بود. بارها و بارها از راديو تلويزيون اسمش را شنيده بودم و عكس او را هم در روزنامه ديده بودم.گفتم: «همان كه رهبر مذهبي ايران است؟»گفت: «آفرين پسر، حالا او به اين دهكده آمده و همسايه‌ شماست.» با حالتي هيجان‌زده پرسيدم: «حالا شما براي چه اينجا جمع شده‌ايد؟ مگر قرار است بيرون بيايد؟»

خبرنگار پاسخ داد: «نه بيرون نمي‌آيد ولي قرار است مصاحبه كند. منتظريم تا اجازه بدهد و به داخل باغ برويم.»

كنجكاويم باعث شد هر طور شده او را ببينم؛ كسي كه هر روز عكسش در روزنامه چاپ مي‌شد و تازه مي‌‌توانستم پيش همكلاس‌هايم پز بدهم.

پرسيدم: «اگر منتظر بمانم مرا راه مي‌دهند؟» گفت: «نمي‌دانم» و با دست به آقايي كه كنار در باغ ايستاده بود، اشاره كرد و گفت: «از او بايد پرسيد.» به طرف آن مرد رفتم و گفتم: «منزل ما چند خانه آن طرف‌تر است. من مي‌توانم آيت‌‌الله خميني را از نزديك ببينم؟» مرد گفت: «از آيت‌الله خميني چه مي‌داني؟» گفتم: «اين را مي‌دانم كه آيت‌الله خميني رهبر مذهبي ايران است و هر روز عكسش را در روزنامه چاپ مي‌كنند.» كمي فكر كرد و پرسيد: «به غير از شما كس ديگري هم هست؟» به خبرنگارها اشاره كردم و گفتم: «مي‌بينيد كه اينها هم هستند، قول مي‌دهم چند لحظه ايشان را ببينم و نظم جلسه را به هم نزنم.»

در باغ گشوده شد. آيت‌الله خميني پيرمردي بود با لباس روحاني و پارچه سياهي دور سر پيچيده بود. براي يك لحظه احساس كردم مسيح در مقابلم ايستاده است. اصلا نفهميدم چگونه يك ساعت گذشت و وقت تمام شد. همچنان در بهت حيرت بودم كه به خانه رفتم و به مادرم گفتم: «مادر مي‌خواهي مسيح را از نزديك ببيني؟»

مي‌دانستم كه اگر او را ببيند، احساس مرا پيدا مي‌كند.

از مادر پرسيدم: «به نظر شما آمدن او به اينجا اشكال دارد؟» و او گفت: «نه، ولي پدرت دنبال يك جاي آرام بود. حالا ديگر اينجا آرام نخواهد بود.»

پيش‌بيني مادر درست بود. وقتي پدر آمد بسيار عصباني بود. كتش را درآورد و خودش را روي مبل رها كرد و با ناراحتي گفت: «امسال سال بدبياري من است. هر جا مي‌روم بدشانسي دنبالم مي‌آيد. آن از ورشكستگي شركت، اين هم از وضع اينجا.»

مادر خواست او را آرام كند و به او گفت: «خيلي طول نمي‌كشد. شايد تا چند روز ديگر وضع آرام شود.»

پدر با عصبانيت گفت: «خدا كند اين طور باشد.» مادر ادامه داد: «توي روزنامه خواندم شايد چند روز ديگر به ايران برود.» و پدر با ناراحتي زمزمه كرد: «حالا چرا اينجا آمده؟ آن هم به اين دهكده كوچك.»

چند روز تا تعطيلات كريسمس مانده بود. حوصله درس خواندن نداشتم. دائم در فكر او بودم، طوري بود كه از نگاه كردن به او سير نمي‌شدم، اما پدر از شدت عصبانيت قصد داشت به پليس شكايت كند و مي‌گفت: «ما هم حق و حقوقي داريم. چقدر بايد عذاب بكشيم؟» ديگر نتوانستم سكوت كنم و گفتم: «الان مدتي است كه او اينجاست، حتي يك بار به ديدنش نرفتي.» پدر با لبخندي تمسخرآميز گفت: «او هم مثل بقيه كشيش‌هاست. حتما همه‌اش نصيحت مي‌كند.» گفتم: «پدر مگر شما نگفتيد زود قضاوت نكنم؟ من فكر مي‌كردم شما يك فرد منطقي هستيد. امروز يك سخنراني دارد. به خاطر من هم كه شده بيا برويم. اگر خوشتان نيامد برگرديد.» پدر گفت: «چه وقت بايد برويم؟» جواب دادم: «كمتر از نيم ساعت ديگر، او خيلي وقت‌شناس است.»

با پدر به محل سخنراني رفتيم. به غير از خبرنگارها، عده زيادي از مردم نيز آنجا بودند. برايم جالب بود. خيلي از آدم‌ها حتي يك كلمه از صحبت‌هاي او را نمي‌فهميدند.

او كه آمد همه به احترامش ايستادند. نگاهم به پدرم افتاد. اشك در چشمانش حلقه زده بود. ديگر خيالم راحت شد. روزهاي بعد با پدر براي شنيدن سخنراني‌اش مي‌رفتيم. ديگر عصباني نبود.

***

شب تولد حضرت مسيح بود. همه دور درخت كاج جمع شده بوديم. زنگ در به صدا درآمد. يعني چه كسي است، اين وقت شب؟! پدر به سوي در رفت و من هم به دنبالش، مردي با چند شاخه گل و يك جعبه شيريني بيرون خانه ايستاده بود. با خوش‌رويي سلام كرد و گل را جلوي پدر گرفت و گفت: «اينها از طرف آيت‌الله خميني است. ايشان تولد حضرت مسيحع را به شما تبريك گفتند و از اين كه ممكن است حضورشان در دهكده موجب زحمت شما شده باشد، عذرخواهي كردند.»

پدر شيريني و گل را گرفت و گفت: «از جانب ما از ايشان تشكر كنيد.» پدر بي آن كه چيزي بگويد به سمت اتاقش رفت و چند لحظه بعد صداي هق‌هق گريه‌اش شنيده شد. چيزي در درونش شكسته بود. براي اولين بار پدر بلند بلند گريه مي‌كرد. به سوي مادر شتافتم و با خوشحالي گفتم، «مادر امسال از طرف مسيح برايمان هديه فرستاده شد، گل و شيريني.»

|+| نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه بیست و نهم دی 1389  |
 محبین

|+| نوشته شده توسط حسن در یکشنبه دوازدهم دی 1389  |
 آقای آملی لاریجانی اتقو الله ...

آقای آملی لاریجانی

سلام بر کسی که از اجرای احکام خدا نترسد

کدام محاکمه ؟ کدام اقدام عملی ؟ آیا همین که صرفا شما سران فتنه را مجرم بدانید کافیست ؟ کاش به همین سرعتی که بهتان از خواندن نامه برادرم حسین قدیانی برخورده است و واکنش نشان دادید نسبت به بیانه های میر حسین موسوی و توهین های آن نسبت حضرت آقا هم واکنش نشان می دادید و اقدام عملی می کردید . در ظرف یکسال گذشته از عاشورای پیش تا به الان کجاست اقدام عملیتان ؟ کدام محاکمه ؟ کدام دادگاه ؟

اتقو الله آقای آملی لاریجانی

آیا کسی که باعث تشویش اذهان عمومی با سلاح سرد و یا گرم بشه حکمش اعدام نیست ؟ مگر نه اینکه سلاح قلم از گرم ترین سلاح ها گرم تره و مگر نه اینکه با بیانه های داده شده و با توهین به رهبرم باعث مشوش شدن ذهن همه حزب اللهی ها شده پس کجاست اجرای احکام تان؟

زورتان به بچه حزب الهی ها و بسیجی ها و بچه های شهدا رسیده ؟ فکر کرده اید این بچه های شهدا اگر پدرشان شهید شده دیگر دست پدری بالای سرشان نیست ؟ به و الله که حضرت آقا از پدران شهدا برای فرزندانشان عزیزترند و وای به حال آن روزی که خشم پدر فرزندان شهدا بر انگیخته شود و هنوز محاکمه ای صورت نگرفته باشد آن وقت می بینید که اگر شما محاکمه نکنید باز هم حکم خدا بر روی زمین می ماند یا نه ...

اتقو الله آقای آملی لاریجانی

این یک انتقاد نیست که از آن خوشتان بیاید این نهی از منکر است از یک بنده کوچک و گنه کار از قشری بزرگ و با افتخار و به مراتب با افتخار تر از نسل شما . افتخار ما همین بس که حتی تحمل شنیدن نهی از منکر های ما را ندارید و آقا هیچ وقت به نسل شما لقب افسران جنگ نرم را نداده است .

خداوند شما و برادر صاحب منسبتان را هدایت کند .

|+| نوشته شده توسط حسن در شنبه بیست و هفتم آذر 1389  |
 
 
بالا